ارگ کریم خان زند، در میدان توپخانه قدیم و فلکه شهرداری کنونی شیراز قرار دارد. مهم ترین و بزرگترین بنای به یادگار مانده از دوران زندیه، که به عنوان مرکز حکومت و محل سکونت خاندان زندیه، در سال ۱۱۰۸ ه.ق ساخته شده و مورد استفاده قرار میگرفته است.

دفعات زیادی از کنار ارگ گذشته بودم، ولی تا امروز که بر حسب اقتضا به آن وارد میشدم، داخل این مکان را ندیده بودم.این سازه با زیربنای چهار هزار متر مربع، در زمینی به وسعت ۱۲ هزار و ۸۰۰ متر مربع، به فرمان کریم خان و با یاری جستن از برجسته ترین معماران کشور و به کار بردن بهترین مصالح در دوره زندیه بنا گردید. این سازه دارای ۴ دیوار بلند ۱۲متری است؛ که با ۴ برج آجری مدور ۱۴ متری و با زاویه ۹۰ درجه به هم پیوند خورده اند. نحوه ساخت بنا به گونه ای است که از دید بیننده، برج هایش نشان دهنده جهت های اصلی جغرافیایی هستند.
از ضلع جنوب شرقی که منتهی به درب ورودی میشود اگر نظاره کنیم، سایه ساختمان بلندی که بدون نظارت مدیریت شهری سر برافراشته است بر سر برج ضلع شمال غربی سنگینی میکند و آن را تحت شعاع قرار داده است.

در ورودی اصلی ارگ، در ضلع شرقی قرار دارد؛ بالای در ورودی، با تابلویی از جنس کاشی، که از نبرد رستم با دیو سپید حکایت میکند، مزین شده است. این تابلو در دوران قاجار به ارگ اضافه شده است. به محض ورود در سمت راست، با در کهنه بزرگی روبرو می شویم که به حیاط خلوت و برج ضلع شرقی منتهی میشود. این در قفل شده است و حیاط خلوت مملو از مصالح ساختمانی است، به طوری که راهی برای رفتن به سمت این برج وجود ندارد. از کهنگی آجرهای این حیاط خلوت، معلوم است که ساخت و ساز تازه ای که از ارگ میبینیم، دارای قدمت دوره زندیه نیست؛ و این ساختمان مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. قبل از ورود به محوطه ارگ، در دیگری وجود دارد که پوسیدگی آن دلیل قدمت زیاد آن است.

به محض ورود به محوطه، صحنه ای که مشاهده می شود، تلفیقی از ساختمان سنتی با وسایل و ابزار عصر مدرن است. انبوه درختان نارنج، سنگ فرش تازه کار شده ی میانه درختان، حوض آب باریکی که انگار مانند تیری از جلو درب ورودی شلیک شده، سینه باغ نارنج را میشکافد و به حوض بزرگ جلوی ایوان اصلی برخورد میکند. ترانس های برق، آبسرد کن ها، سطل های زباله، پروژکتورها و لامپ ها، داربست های فلزی و همچنین پله های مدرن، نه تنها تناسبی با سازه ندارند، بلکه آن حال و هوای باستانی را از بنا گرفته اند.

دیوارها از داخل، کوتاه تر از بیرون به نظر می آیند. این دیوارها دارای ضخامت ۳ متری در پایین و ۲.۸ متری در قسمتهای بالایی هستند. از طرف راست محوطه، در حالی که بر روی سنگ فرش های پوسته پوسته شده ناهموار گام برمیداریم و به سمت قسمت مسکونی ارگ در ضلع شمالی حرکت میکنیم سایه بانهای کوتاه آب خورده در زیر کنگره ها، درهای قدیمی و پنجره های ارسی رنگ پریده، توجه مان را به خود جلب میکند. قسمتهای مسکونی ارگ، در ضلع های شمالی، غربی و جنوبی بوده؛ هر کدام دارای یک ایوان با دو ستون سنگی و ۶ اتاق در دو سمت هستند که با مقرنس و تزیینات دیگر تزیین شده اند.

نکته قابل توجه این است که تمامی اتاق ها از درون ساختمان به هم راه دارند. در جلو هر ایوان، حوض ۶ گوشه کشیده ای قرار دارد که آب این حوض ها از قنات رکن آباد(آب رکنی) تامین میشده است.(حوض مجاور ایوان غربی چهارگوشه است)

ارگ دارای شاه نشین هایی در ضلع های مختلف بوده است. یکی شاه نشین شمالی که مناسب فصل زمستان بوده؛ و دیگری شاه نشین اصلی در ضلع غربی، که کاربردی تابستانه داشته و حوضی بزرگ روبروی آن قرار دارد. به شاه نشین اصلی در ضلع غربی که وارد میشویم؛ از زیر درهایی نسبتا کوتاه، به اتاق هایی با سقف بلند و معماری خاص می رسیم. معماری اتاق ها متعلق به دوره زندیه است که معماری زمان قاجاریه روی آن خوابانده شده است، به دلیل اینکه ارگ در دوره های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. بدین صورت که در دوره زندیه، محل زندگی پادشاهان زندیه بوده، در دوره قاجار از آن به عنوان محل سکونت فرمانروایان محلی استفاده میشده؛ و در زمان پهلوی نیز به زندان تبدیل گشته ، که در همین دوره آسیب های زیادی به آن وارد آمده است.
به جز اتاق های شاه نشین اصلی، تمام اتاقهای دو شاه نشین دیگر قفل گذاری شده اند؛ و این طور که از ظواهر امر پیداست، به طور موقت به انبار وسایل، اتاق مدیریت، نمازخانه، کانون بازنشستگان میراث فرهنگی و کاربری های دیگر تبدیل شده است.البته گزارش های مختلف حاکی از آن است که ارگ، پس از مرمت و بازسازی، به موزه آثار فرهنگی و باستانی فارس تبدیل خواهد شد. با مشاهده تغییراتی که در ساختمان و محوطه ارگ صورت گرفته، چنین به نظر می رسد که اصل پیام و فلسفه ارگ و معماری آن زیر سوال رفته است.(از سخن یکی از دوستان ایرانشناس و پژوهشگر در این باره در می یابیم که تغییر اساسی در بنا صورت نگرفته، مرمت در بعضی نقاط ناشیانه بوده، محوطه تغییر اساسی پیدا کرده، پیش از این چند ساختمان در کنار آن قرار داشته و به باغ نظر وصل بوده، ضرورتهای شهری ایجاب میکرد که تغییر پیدا کند).
از ری فوتوگرافی هایی که در اتاق های شاه نشین غربی نصب گردیده، پیداست که ارگ در آستانه ویرانی بوده، ولی از سال ۱۳۶۰ مورد بازسازی قرار گرفته است؛ حال این مرمت تا چه حد کارشناسی و تخصصی بوده، بر ما معلوم نیست.
در جلوی ایوان غربی، که شاه نشین اصلی است و با دو ستون چوبی بلند کرم خورده پا برجا مانده است، همان حوض بزرگی قرار دارد که روبروی در ورودی اصلی است.
زیباترین چیزی که در این شاه نشین به چشم میخورد، و شگفتی انسان را بر می انگیزد، پنجره های ارسی تمام قدی است که از کف اتاق تا زیر سقف گسترده شده؛ و زمانی که نور خورشید به این پنجره ها می تابد، تلالو زیبا و خیره کننده شان، هر شخص صاحب ذوقی را به وجد می آورد.
پس از ترک شاه نشین غربی، مجالی برای ورود به ایوان جنوبی و اتاق هایش پیدا نمی کنیم؛ زیرا همه اتاق ها، قفل شده اند یا در دست تعمیر هستند و یا به اتاق های کاربری گوناگون تبدیل شده اند. چنان که آورده شده است، مرمت اثر چندان کارشناسانه و حرفه ای به نظر نمی رسد؛ ترمیم ارگ توسط افراد غیر ایرانی و اتباع بیگانه انجام میگیرد؛ به شکلی که از سیمان و گچ و طرح های ساده ای استفاده می شود که هر مشاهده کننده ای اعم از مردم عادی هم به غیر اصیل بودن اثر پی میبرند. نمونه این اقدامات، در اتاق های شاه نشین و حمام ارگ مشهود است. موارد قابل ذکر از این دست، ایجاد کارگاه گل کاری در میانه درختان، احداث سرویس بهداشتی در کنار پایه برج جنوبی؛ و همچنین انباشته نمودن وسایل ساختمان سازی در حیاط خلوت مجاور برج است.

برج جنوبی در گذشته به دلیل شرایط آب و خاک نشست داشته، به سمتی که شاهچراغ قرار دارد، کج شده است؛ به عقیده تعدادی از عوام، برج به ساحت شاهچراغ تعظیم کرده است.
آخرین قسمت مورد بازدید که خوشبختانه، در آن به روی عموم گشوده بود، حمام ارگ است.
در ورودی حمام تعویض شده و به دلیل صیقلی و نو بودن مانند آینه میدرخشد. دیواره های حمام تعمیر شده اند؛ به محض ورود ما کارگرانی که تابعیت افغانی دارند و در پشت دیواره ها مشغول کار بودند، سطل به دست وارد حمام شدند و از در خروجی حمام بیرون رفتند.قسمت جلویی حمام که به آن پینه می گفته اند، به صورت هشت ضلعی ساخته شده است؛ حوضی در وسط آن با فواره قرار دارد.فضای پینه، همان رختکن حمام بوده و شامل سکویی با سنگ مرمر خوش تراش در اطراف میباشد. آب حوض بسیار کثیف است و مدتهاست که عوض نشده است. این حمام که از دو بخش پینه و گرمخانه تشکیل شده، مورد استفاده کریم خان و خانواده اش بوده است. در روی دیوارهای حمام، با طرح هایی مانند شکار، تصویر گلها و حیوانات تزیین شده است.

در قسمت پستویی حمام، گرمخانه قرار دارد؛ در انتهای گرمخانه بخش خزینه ساخته شده و شامل سه قسمت آب گرم، ولرم و سرد بوده است. خزینه را به طرز کاملا ساده و ناشیانه ای سیمانکاری کرده اند. در قسمت میانی خزینه، تون حمام قرار دارد؛ در گذشته، برای گرم کردن آب، با استفاده از چوب و خار و خاشاک، زیر (تون) آتش روشن میکرده اند و راهی زیر زمینی که (گربه رو) نام داشت را برای انتقال گرما به صحن حمام ساخته بودند. سقف حمام را ۴ ستون منقوش سه پارچه نگه داشته اند؛ و برای روشنایی در روز و تهویه هوا، یک روزنه میانی با محوریت پنج روزنه دیگر اطراف آن، در سقف گرمخانه تعبیه شده است.
در کتیبه ای که در حمام نصب شده، اعلام گردیده: ( احیا و بازپیرایی نقوش بدنه حمام ارگ، توسط استاد بیژن حسینی، با همکاری میراث فرهنگی استان فارس، در سال ۱۳۷۸ به پایان رسید). از انصاف نگذریم، نقوش بدنه، به واقعیت اثر بسیار نزدیک است و تشخیص نو یا قدیم بودن آن را سخت مینماید.
بعد از بیرون آمدن از حمام، با نگاهی کلی دیگر همراه با حسرت بار ارگ را نگریستم و خارج شدم. در راه بازگشت، به این مسئله می اندیشیدم که چرا ما قدر و ارزش چنین گنجینه ها و آثار تاریخی را درک نمیکنیم؛ و با اعمال نابخردانه، از قبیل یادگاری نوشتن، بازسازی های غیراصولی و تغییر و تخریب این مکان ها، ریشه های فرهنگی خود را که از دل تاریخ برآمده اند از بین میبریم؛ در حالیکه میتوانیم بهره برداری های فراوان فرهنگی و اقتصادی، از این آثار به جای مانده داشته باشیم. واقعا کدام فرد یا نهادی در این رابطه مسئول است؟ بهتر است هر چه زودتر در کشف وحفظ این آثار، اقدامات اساسی صورت پذیرد. به رغم بی مهری ها و نامهربانی هایی که در قبال ارگ مشاهده کردم، دیدن آن تجربه خوبی بود .دیوارها، برج و باروها، ایوان ها و حوض ها، با زبان بی زبانی، سخنی برای گفتن داشتند؛ انگار از دل تاریخ، از قهر و خشم و صلح گذشته بودند و اکنون با بدنی خسته و فرتوت به ما رسیده اند و شرح حالشان را بازگو می کردند.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۸ ساعت 1:44 توسط حسن پارسایی
|